خرید بک لینک
باز باران با ترانه

میخورد بر بام خانه

یادم آمد کربلا را

دشت پر شور و بـلا را

گردش یک ظهر غمگین

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

با صدای گریه های کودکانه

و ندرین صحرای سوزان

میدود طفلی سه ساله

پر زناله ، دلشکسته ، پای خسته

باز باران قطره قطره

می چکد از چوب محمل

آخ باران

کی بباری

بر تن عطشان باران

تر کنند از آن گلو را

آخ باران ... آخ باران

منبع: حاج حمید

برچسب: نویسنده: شیدا پاکدل تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 11:27

صفحه بندی