
امروز 19 محرم ياد آور ستمي ديگر در حق اهل بيت پيامبر است. کاروان اهل بيت 19 محرم از کوفه به سوي شام به راه افتادند و به روايتي در 29 محرم به شام رسيدند. در آن روز يزيد در انتظار رسيدن اسيران بود. يزيد دستور داد تا شهر شام را آذين بندي کنند و خاندان حسين بن علي(ع) را در کوچه و بازار بگردانند.
کاروان اسيران را سه روز در پشت «دروازه شام» نگه داشتند تا کار جشن کامل شود. آن دروازه، يکي از دروازه هاي شرقي شام بود که راه «حلب» و «کوفه» به آن ختم مي شد. در حالي که مردم شهر آراسته و در حال شادي بودند، سر مطهر امام حسين(ع) را که بالاي نيزه بود وارد شهر کردند و به دنبال آن، اسيران اهل بيت را به شهر آوردند. مردم به شادماني و پايکوبي و طبل زني مشغول بودند. اين برنامه، حاصل تلاشهاي معاويه بود. او بيش از سي سال در شام حکومت کرد. مردم شام، با تلاشهاي معاويه با حضرت علي(ع) و خاندانش دشمني مي ورزيدند و رفتار مردم شام با اسيران کربلا نشان دهنده آن بود. علاوه بر اين يزيد، براي موجه جلوه دادن کار خود، امام حسين را «شورشي» معرفي کرد و خود را سرکوب کننده شورش ضد حکومت اسلامي مي دانست.
اسيران را از قسمتهاي مختلف شهر عبور دادند، از جمله «بازار شام». جمعيت زيادي از مردم براي ديدن اسيران خاندان محمد(ص) در دو طرف بازار صف کشيده بودند. در انتهاي بازار «مسجد اُمَوي» قرار داشت و اسيران را از همين مسير وارد مسجد کردند. فشار جمعيت حرکت را کُند کرده بود. خونبارترين برگهاي تاريخ در حال نوشتن بود. سخنان امام حسين(ع) و خاندانش در قيام تاريخي کربلا، همه بيانگر اين بود که قيام، براي دين و مبارزه با ستم و کفر است. اهل بيت همواره خود را خاندان و وارثان پيامبر معرفي مي کردند و بر اين مهم تأکيد داشتند، تا پرده هاي غفلت و خاموشي را کنار بزنند.
قصر يزيد که آن را «دار الخلافه» مي ناميدند، نزديک مسجد جامع اُمَوي بود. يزيد براي اينکه پيروزيش را به رُخ مردم بکشد، اجازه داد تا همه وارد دارالخلافه شوند و از اين رو قصر پر از جمعيت شد.
يزيد مجلسي ترتيب داده و اشراف شام را دعوت کرده بود، سپس دستور داد اُسراي اهل بيت را که با طناب و زنجير آنان را به هم بسته بودند با وضعي توهين آميز وارد مجلس جشن يزيد کردند. حضار به آنها مي نگريستند، امام سجاد(ع) روبه روي يزيد قرار گرفتند و چند شعر خواندند که بيزاري و نفرت ايشان را از يزيد نشان مي دهد. آنگاه حضرت به منبر رفتند، نخست سپاس و ستايش خداي به جا آوردند، آنگاه خطبه اي خواندند که قلبها را لرزاند و چشمها را گرياند. بخشي از بيانات آن حضرت اين است: «اي مردم به ما شش چيز داده شده و با هفت چيز ديگر بر ساير مردم برتري يافته ايم، به ما علم و بردباري و سخاوت و فصاحت و شجاعت و محبت در قلوب مؤمنين را داده اند و سرآمد دگرانيم... هرکسي مرا مي شناسد، مي شناسد و هر کسي نمي شناسد حسب و نسبم را برايش مي گويم... من پسر محمد مصطفايم، من پسر علي مرتضايم، من پسر کسي هستم که در راه احياي لا اله الا ا... مبارزه کرد، من پسر کسي هستم که در رکاب رسول خدا با دو شمشير جنگيد، با دو نيزه نبرد کرد، دو بار هجرت کرد، دو بار بيعت کرد، به دو قبله نماز آورد، در بدر و حنين جنگيد و يک لحظه کفر نورزيد، من پسر بهترين مؤمنين و وارث پيامبران کوبنده کافران، سيد و سالار مسلمانان و مجاهدين، زينت عابدين، تاج سر گريه گنندگان (از خوف خدا) صبورترين مردم، برترين پيشوا از آل ياسين و از خاندان رسول پروردگار عالميانم.»
يزيد گفت: «اي علي! پدرت با من قطع رحم کرد، حق مرا نديده گرفت و بر سر منصبم با من جنگيد، خدا هم با او چنان کرد که ديدي»
حضرت در جواب، اين آيه را خواند: «اما هر مصيبتي که در زمين يا از ناحيه جانشان به شما برسد، قبل از آن که به صحنه وجود آيد، در کتابي ثبت شده است». سپس در ادامه فرمود: « واي بر تو اي يزيد! اگر بداني چه کرده اي و نسبت به پدر و اهل بيت و برادران و عموزادگان من چه گناهي مرتکب شده اي، به کوهها مي گريزي و سر بر خاکهاي بيابان مي گذاري و به حال خود شيون و زاري مي کني، اين سزاوار است که سر حسين پسر علي و فاطمه بر دروازه شهرتان نصب شود، در حالي که او وديعه رسول خداست؟ اي يزيد منتظر باش که در روز قيامت قرين ندامت و خواري شوي».
سر مطهر امام حسين را داخل «طَشت طلا» گذاشتند و نزد يزيد آوردند. يزيد در حالي که مي خنديد با چوب خَيزَران بر لبهاي امام زد و با غرور و سرمستي خواند: «بني هاشم با حکومت بازي مي کردند، نه خَبري (از آسمان و غيب) آمده و نه وحي نازل شده است...».
يزيد آرزو کرد کاش نياکانش که در جنگ بَدًر کشته شدند زنده بودند و خونخواهي و انتقام او را مي ديدند. اين جملات، نشان دهنده کفر و کينه يزيد به پيامبر خدا(ص) بود.
مطالب مرتبط:
اولين مجلس عزاي حسين(ع) ( کاروان آزادگان عاشورایی)1
برچسب: حرکت اسرا از کربلا,حرکت اسرا از کوفه به شام,حرکت اسرا از کربلا به شام,حرکت کاروان اسرا از کربلا,مسیر حرکت اسرا از کربلا,حرکت کاروان اسرا از کوفه به شام,حرکت کاروان اسرا از شام,تاریخ حرکت اسرا از کربلا,
نویسنده: شیدا پاکدل